محمد بن عبد الله بن عمر
152
خلاصهء سيرت رسول الله ( ص )
آبستن باشد ، واز گوشت حمار أهلي ، واز گوشت ددها كه گزنده باشند ، واز بيع غنيمت [ پيش از آن كه قسمت كنند ] « 1 » . وچون فتح اين دو حصن كرده [ بود ] ، درويشان مدينه بيامدند وگفتند : نفقه نداريم . سيد ، عليه السلام ، گفت : بار خدايا ، مىدانى كه با من چيزى نيست ؛ حصني كه نعمت كافران در آن باشد ، به روزى ما كن تا به اين درويشان دهم . پس حصن صعب [ بن معاذ ] بستدند ومال بسيار * در آن بود . ونصيبهء تمام ، از آن به درويشان داد ، وباقي ميان غازيان قسمت فرمود . ومسلمانان به فتح آن دو حصن ديگر كه محكمتر از همه بود ، ومردم بسيار در آن بودند ، ومبارزان نامدار ، مثل مرحب يهودي وبرادرش ياسر ، حرص نمودند « 2 » . وده روز حصار مىداشتند ، وجنگ مىكردند . وبعد از ده روز ، سيد ، عليه السلام ، علم خود به أبو بكر ، رضى اللّه عنه ، داد وبفرستاد ، وهمچنان تا شب جنگ مىكردند وهيچ فتحى نبود . وروز ديگر ، [ عمر خطّاب ، رضى اللّه عنه ، بخواند وعلم به أو داد ، ولشكرى با وى برنشاند وبفرستاد وتا شب جنگ مىكردند و ] لشكر بازگشتند . [ وفتحى نبود ] « 3 » . سيد ، عليه السلام ، [ گفت ] « 5 » : علم خود فردا به مردى دهم كه خداى وپيغمبر دوست دارد « 4 » . وروز ديگر علم به على داد ، رضى اللّه عنه ، وبرفت وبا مبارزان حصن ، يكانيكان جنگ مىكرد ، وهر يكى از ايشان به يك ضربت هلاك مىكرد . تا مردى عظيم مبارز از حصن بيرون آمد ، وگرزى آهنى در دست داشت ، وبر سپر على ، رضى اللّه عنه ، [ زد وسپر از دست وى ] درافتاد « 5 » . وأمير المؤمنين على ، رضى اللّه عنه ، برفت ، ودر حصن از جاى بركند وسپر ساخت . وجنگ مىكرد تا قلعه بستد . آنگاه ، در بينداخت ، وهشت « 6 » مرد [ از ] « 7 » صحابه بيامدند كه آن در بجنبانند ونتوانستند . وبعضي از أهل خيبر به زنهار درآمدند وگفتند : عمارت وزراعت در زمين خيبر كنيم ، وسهمى خود برگيريم ، وباقي به مسلمانان رسانيم . سيد ، عليه السلام ، تقرير فرمود ، وبدين مصالحت كردند ، وأجازت داد تا در خيبر باشند . وهرگاه كه خواهد ايشان را بيرون كند « 8 » . وسيد ، عليه السلام ، خمسي از غنايم ، خود را گرفت وميان زنان وخويشان وأهل بيت قسمت كرد ؛ وباقي ميان مسلمانان به هزار وهشتصد سهم قسمت كرد . از بهر آن كه هجده أمير بودند وهر أميري صد سوار وپياده * داشتند .
--> ( 1 ) . عبارات داخل [ ] از سيره ، ص 823 ، نقل شد . ( 2 ) . زيادت حريص شدند ( سيره ، ص 824 ) ( 3 ) . عبارات داخل [ ] از سيره ، ص 826 ، نقل شد . ( 4 ) . اشاره به خبر : لأعطين الراية . . . ( - سيره ، ص 826 ) ( 5 ) . عبارات داخل [ ] از سيره ، ص 828 ، نقل شد . ( 6 ) . در أصل ونسخههاى سيره ، به خلاف متن عربى ، ج 3 ، ص 35 : هفت ( 7 ) . از سيره ، ص 828 ، نقل شد . ( 8 ) . غزو خيبر از آغاز تا اينجا در سيره ، ص 820 - 828 ، آمده است .